به آبله براي بقيهٴ عمر ايجاد مصونيت ميكند. خاصيت مصونيتبخشي اين بيماري را اول بار گيلبرت انگليسي در اواسط سدهٴ سيزدهم، خاطرنشان كرد.
در خور توجه است كه دو تن از بزرگترين فيلسوفان سدهٴ دوازدهم (مسلماً دو تن از بزرگترين فيلسوفان قرون وسطا)، پزشكان بزرگي هم بودند؛ نهفقط حكماي طب يا طبيبان فلسفي، بلكه پزشكان مستعد و صاحب نبوغي كه كار پزشكي داشتند. از يكي، يعني ابنرشد، ياد كردهام؛ ديگري، يعني معاصرش ابنميمون، يكي از بهترين پزشكان قرون وسطا بود. هر دو رسالههايي در كليات طب نوشتند كه چندين سده، معيار آثار طبي به شمار ميرفتند و رواج آنها انتقال معارف يونان وعربي را تسهيل كرد. ابنميمون آثاري هم نوشت كه ميتوان آنها را رسالههاي تخصصي خواند: آثاري در باب زهرها و پادزهرها، در باب تنگي نفس، در باب بواسير. اين رسالهها در اصل به عربي نوشته شده بود، ولي بهسرعت بارها بهعبري ترجمه شد، چندان كه متنهاي اصلي عربي تا حدي درخور توجه نيست، و شايد درستتر آن است كه آنها را كلاً آثار عبري به شمار آوريم. رسالهٴ عبري ديگر در باب بواسير را تقريباً يك سدهٴ بعد، سليمان بن ايوب نوشت.
در بيزانس رسالهٴ گرانبهايي تدوين شد، و اين به خاطر سَتَرْوَني كلي آثار طبي يوناني در اين عصر چشمگيرتر است. منظومهٴ
رساله در باب نقرس تأليف دمتريوس پپاگومنس پزشك ميخائيل پالئولوگوس1 است. همين دمتريوس مشاهدات شگفتانگيزي در زمينهٴ كرمشناسي انجام داد كه در بخش 41 ضمن بازنامهها ذكر شد. از قرار معلوم بيزانسيان با نقرس بهخوبي آشنايي داشتند، چون حتي يك زن ــ مسلماً يك زن بسيار فاضل ــ مانند آنا كومنني ميتوانست دربارهٴ آن هوشمندانه بحث كند.
تخصص طبي ديگري كه بايد توجه خواننده را بدان جلب كرد، اگر بسيار جاهطلبانه نباشد، ميتوان آن را آسيبشناسي رواني ناميد: علل و عوارض رواني ناشي از بيماريها و وسايل رواني معالجهٴ آنها. سنتهاي روانشناسي و آسيبشناسي رواني را تا قديميترين ايامي كه از آن آثار مكتوبي در دست است ميتوان دنبال كرد. دخيل بستن به صورتي كه در معابد مصر و يونان صورت ميگرفت بيشتر يك نوع معالجهٴ روانيبود، و بايد تصور كنيم كه برخي پزشكان شفاخانههاي امحوتپ و آسكلپيوس از امكانات خويش براي معالجهٴ بعضي بيمارانشان آگاه بودند و پيوسته معلومات خود را فزوني ميبخشيدند.2 نتايج ثمربخش طب معابد در
1.منظور ميخائيل هشتم، امپراتور
بيزانس (1261 ـ1282) است. ـ و.
2.راجع به دخيل بستن مصريان (متوسل شدن بيماران به معابد) ¿
Jamieson B. Hurry, Imhotep, the vizier and physician of king Zoser,
Oxford1926; 2d ed., pp. 49-56, pp. 105-111, Oxford, 1928 ; Isis, ( 13,pp.373-375
راجع به دخيلبستن يونانيان
. Mary Hamilton, Incubation or the cureof diseases in pagan temples and
Christian chruches, 228 p, London 1906